Thursday, November 11, 2010

تاثیر روانی در آزمون رانندگی


ساعت 8 صبح بود حدود 50 الی 60 نفر وارد سالن آموزشگاه شدند. خانم و آقا.اکثریت استرس داشتند . به آبدارچی گفتم چائی بیار. سینی پر استکان چائی را روی میز وسط سالن گذاشت. تعارف کردم . استرس امتحان به حدی در بین آنان زیاد بود که کسی رغبت به نوشیدن چائی نداشت. یک دفعه با صدای بلند گفتم کسی که این چائی را بخورد قبول می شود . من آئینامه ای را که صدها بار خوانده شده خشک کرده و پودرش را با چائی قاطی کرده ام و در این چائی پودر آئینامه وجود دارد..
باور می کنید :
یک لحظه حمله به طرف چائی شروع شد و در حالی که می خندیدند چائی را نوش جان کردند.
تاثیر روانی این گفته باعث شد که در صد قبولی آن روز زیاد باشد.
بعد از امتحان اکثرا تشکر می کردند.

Wednesday, November 03, 2010

قابل توجه افرادی که بدون داشتن گواهینامه رانندگی می کنند


در محیط آرامی بنشینید و سعی کنید آرامش داشته باشید . چشمهای خود را ببندید. مجسم کنید (نه فکر) دارید با مهارت رانندگی می کنید. واعتماد بنفس خیلی زیادی هم دارید. در یک لحظه عابری با حواس پرت جلو ماشین شما ظاهر می شود و تا شما ترمز را فشار دهید به عابر اصابت کرده اید. تمام تنتان می لرزد . با ترس و وحشت از ماشین خارج شده و با جسد خون آلود آن شخص برخورد می کنید. یا علی . بقیه عمر زندان و منتظر قصاص . خانواده مقتول چنانچه بدانند بدون گواهینامه رانندگی کرده اید , بدون هیچ ترحمی تقاضای قصاص خواهند کرد. یک لحظه از وحشت چشمهایتان را باز می کنید. عرق بر پیشانیتان ظاهر شده . خدایا شکر کابوس بود. امکان ندارد بدون گواهینامه رانندگی کنم.خدایا شکر که حس میکنم از یک واقعیت من را مطلع کردی. شکر

مقایسه فرهنگ رانندگی با کشورهای دیگر


وقتی این تیتر را در بعضی از مطبوعات و سایتها می بینم واقعا متعجب می شوم:
مثالی می زنم ما در کوچه بن بستی که ده خانوار زندگی میکنند ساکن هستیم.اگر من و تک تک همسایه ها نظافت محوطه روبروی در خودمان را هر روز انجام دهیم . کوچه همیشه تمیز خواهد ماند. هر کسی از خودش شروع می کند و منتظر بقیه نمی ماند . من از خود شما از خود آنها ازخود شروع کنند . بن بست تمیز خواهد ماند . کوچه بغلی و کوچه بعدی و...
اما در رانندگی :
هرکسی از خود شروع کند. هر شامل همه می شود و چون همه رعایت میکنند رانندگی کشورهای دیگر را به رخ نمی کشند (بعضا شنیده اند , و ندیده اند).

Monday, November 01, 2010

چرا این وبلاک را می نویسی؟

بنام پرودگار
دوستی سئوال کرد چرا این وبلاک را می نویسی ؟
چه سودی برایت دارد؟
گفتم : وظیفه